araz elses

*
Download ARAZ ELSES urmia mp3

download ARAZ ELSES urmia free mp3 song by clicking the download button below. Also, you can listen the ARAZ ELSES urmia free song before download. For high quality version, please buy the ARAZ ELSES urmia original album at our buy section.
download
*
Download ARAZ ELSES salmas mp3

download ARAZ ELSES salmas free mp3 song by clicking the download button below. Also, you can listen the ARAZ ELSES salmas free song before download. For high quality version, please buy the ARAZ ELSES salmas original album at our buy section.
download
*
Download araz elses Dedem gözün aydin mp3

download araz elses Dedem gözün aydin free mp3 song by clicking the download button below. Also, you can listen the araz elses Dedem gözün aydin free song before download. For high quality version, please buy the araz elses Dedem gözün aydin original album at our buy section.
download
*
Download Araz Elses Turkuz Turku Cagiririz mp3

download Araz Elses Turkuz Turku Cagiririz free mp3 song by clicking the download button below. Also, you can listen the Araz Elses Turkuz Turku Cagiririz free song before download. For high quality version, please buy the Araz Elses Turkuz Turku Cagiririz original album at our buy section.
download
*
Download araz elses Ordumuz mp3

download araz elses Ordumuz free mp3 song by clicking the download button below. Also, you can listen the araz elses Ordumuz free song before download. For high quality version, please buy the araz elses Ordumuz original album at our buy section.
download
*
Download Araz Elses Atlar mp3

download Araz Elses Atlar free mp3 song by clicking the download button below. Also, you can listen the Araz Elses Atlar free song before download. For high quality version, please buy the Araz Elses Atlar original album at our buy section.
download
*
Download Araz Elses-Deliyem deli mp3

download Araz Elses-Deliyem deli free mp3 song by clicking the download button below. Also, you can listen the Araz Elses-Deliyem deli free song before download. For high quality version, please buy the Araz Elses-Deliyem deli original album at our buy section.
download
*
Download araz elses Selam Dar Agaci azerbaycan mp3

download araz elses Selam Dar Agaci azerbaycan free mp3 song by clicking the download button below. Also, you can listen the araz elses Selam Dar Agaci azerbaycan free song before download. For high quality version, please buy the araz elses Selam Dar Agaci azerbaycan original album at our buy section.
download
*
Download Araz Elses Qurtuluş mahnisi mp3

download Araz Elses Qurtuluş mahnisi free mp3 song by clicking the download button below. Also, you can listen the Araz Elses Qurtuluş mahnisi free song before download. For high quality version, please buy the Araz Elses Qurtuluş mahnisi original album at our buy section.
download

Posted in Uncategorized | Leave a comment

danlud.blogfa.com

armanaz.wordpress.com

elsesi.blogsky.com

qaflansesi.mihanblog.com

eloglu.blogsky.com

bizimel.blogfa.com

Posted in Uncategorized | Leave a comment

شروع تحقیرها

مقارن با سرکار آمدن رژیم نژادپرست پهلوی نوشته زیر در روزنامه سلامت چاپ گیلان درج می گردد: « مقصد از خلع احمدشاه، نه اینکه تبدیل اصول نظام به جمهوریت بود، نه، نه، نعوذبالله، بلکه تعویض طایفه قلدرآسای قاجاریان ترکی به سلاله طاهره نجیب پهلوی فارسی بود.»( منبع 31 ).
تحقیرها در این دوره شروع می شود. مستوفی – استاندار دست نشانده حکومت پهلوی در آذربایجان- از سرشماری در آذربایجان به خرشماری تعبیر می کرد و با جمله معروف خود، اندیشه تبعیض گرایانه سیستم نژادپرست پهلوی نسبت به آذربایجانی ها را عیان می سازد: « آذربایجانی ها ترکند! یونجه خورده و مشروطیت گرفته اند، حالا نیز کاه می خورند و ایران را آباد می سازند». محمودافشار – تئوریسین مزدور دربار که هیچ حقی را برای ترکان کشور قائل نبود و حتی با 5 دفیفه آموزش زبان ترکی در مدارس و دانشگاه ها مخالفت می کرد، پیشنهاد مدرسه های مادرانه در آذربایجان را مطرح می کند. جوادشیخ الاسلامی تئوریسین دیگر در تکمیل نظرات محمودافشار طرح جدا کردن اجباری نوزادان شیرخوار آذربایجانی و نگهداری آنها در شیرخوارگاههای مخصوص که تا هفت سالگی تماس با والدینشان نداشته و کلامی از آنها نشنوند تقدیم دیکتاتور زمان خود می کند ( منابع 14و20 ). محسنی رییس فرهنگ استان آذربایجان می گفت: « هرکس که ترکی حرف میزند، افسار الاغ به سر او بزنید و او را به آخور ببندید…»( منبع 40 ). ذوقی، رییس فرهنگی که بعد از محسنی به آذربایجان آمد، صندوق جریمه ترکی حرف زدن در دبستان ها گذاشت تا هر طفل دبستانی آذربایجان که جسارت ورزیده و ترکی صحبت کند، جریمه شود.

تئوریسین ترک خودباخته- احمدکسروی- نیز در این زمان دست بکار میشود و تئوری ساختگی زبان آذری یا زبان باستانی آذربایجان را ارائه می کند و طبق آن، با کشف چند روستای غیرترک زبان در آذربایجان، مدعی می گردد زبان بومی آذزبایجان، آذری یا لهجه ای از فارسی بوده که در دوران مؤخر در اثر حمله ترکان و مغولان، زبان ترکی به آنها تحمیل شده است. این تئوری که به نقد آن خواهیم پرداخت بعدها دستاویز تئوریسین های مزدور دیگری شده است تا به آن شاخ و برگ دهند و زبان ترکی را زبان تحمیلی بنامند.

همراستا با این سیاست، جوک سازی علیه ملت های غیرفارس و ملت ترک شدیدتر می گردد. اقدامی که اگرچه در عامه مردم با نیت خاصی انجام نمی پذیرد، ولی در پشت پرده حمایت می شود. اقدامی پلید که تا امروز نیز با ظهور دلقک هایی چون ماهی صفت (مستر بین) ادامه پیدا می کند.

Posted in Uncategorized | Leave a comment

آسیمیلاسیون


ز تبعیض ها و تحریف ها وتحقیرها هر چند خلاصه نوشتیم، اما هدف از این اقدامات چیست؟ البته همانطوریکه گفته شد هدف نهایی، استعمار ملت های ایرانی است و ابزار شونیسم نیز در راه رسیدن به این هدف آسیمیلاسیون یا حل کردن ملت های غیر فارس در داخل ملت فارس است. در این راه نیز زبان ما را هدف گرفتند. آنها می دانستند اگر زبان ما را نابود کنند ادبیات و تاریخ ما را نیز می توانند انکار کنند. آموزش و پرورش و انتشار کتاب و مجله به زبان مادریمان را محدود کردند و در نتیجه زبان ما محدود به مکالمات روزمره و سطحی شد. وقتی زبان نیز پشتوانه نوشتاری نداشته باشد و دایره استفاده از آن از مکالمات روزمره تجاوز نکند، کلمه ها فراموش شده و زبان فقیر می شود. این فقر نیز خبیثانه دستاویزی برای تحقیر افرادی (بخصوص نسل های جدید تر) می گردد که بی خبر از همه جا زبان مادری شان را از آنها مضایقه کرده اند! آنها متهم می شوند که شما زبانتان لهجه ای بیش نیست که ملغمه ای از زبان فارسی می باشد ! نه شاعر دارید و نه ادبیات! دو تا شاعر دارید آنهم شعر فارسی گفته اند ! اجدادتان نیز وحشیانی بوده اند که به ایران حمله کرده اند ! و بیچاره جوانی که خواندن و نوشتن به زبان مادری اش را نمی داند و نگذاشته اند تاریخ صحیح خود را بخواند و گوش او را با نژاد پاک آریا و زبان برتر فارسی کر کرده اند ، و تاکنون نامی از دده قورقورد و فضولی و نسیمی نشنیده است، شروع به باور کردن دروغ ها و تهمت های این مکاران نژادپرست می کند. جوک ها و تحقیر های گستاخانه نیز او را بیشتر دچار حس حقارت نموده و گاه کار به جایی می رسد که خود ناخواسته هم سوی سیستم شونیسمی گشته و هویت خود را انکار می کند. می گوید من آذری هستم نه ترک! از ترکی صحبت کردن می پرهیزد! لهجه ترکی خود را پنهان می کند! اسامی کوروش و داریوش را برای کودکان ترک خود انتخاب می کند! با کودکان خود فارسی سخن می گوید یعنی به زبانی که خود سخن گفتن به آن را درست بلد نیست! مهاجرت به تهران و بریدن از زادگاه خود، برای او تبدیل به آرزو می شود و در تهران نیز اگر بپرسی ترکی یا فارس می گوید پدر و مادرم ترک است ولی من بچه تهرانم! برای اینکه حساب خود را از ترک ها جدا بسازد، در تعریف جوک های ضد ترکی با جوکرها همگام می شود! او دیگر ترک نیست او آسیمیله شده و اختیارش در دست اربابان شونیست است!

Posted in Uncategorized | Leave a comment

افسانه “بوزقورد”یا “گرگ خاکستری” افسانه “بوزقورد”یا “گرگ خاکستری” از افسانه‌های کهن ترکان است و ریشه هزار و پانصد ساله دارد این افسانه در حدود یکصدو نود و یک سال بعنوان ایدئولوژی رسمی امپراطوری “گؤک ترک” یا “ترکان آسمانی” بود و از دریای چین تا دریای سیاه بشکل‌های گوناگون سینه به سینه نقل می‌شد و توسط پیکرتراشان بصورت تندیس‌های مختلف‌ تراشیده و در شهرهای مختلف نصب می‌گردید. بر اساس این افسانه روزی دشمنان به سرزمین ترکان حمله کرده و ترکان در مقام دفاع تا آخرین نفر شجاعانه جنگیده و کشته می‌شوند. آخرین بازمانده زخمی این جنگ مهیب پسرکی بود که توسط گرگی از مهلکه نجات داده می‌شود. طبق افسانه بر روی زمین غیر از آن پسرک ترکی نمانده بود. پس از چندی “نسل جدید ترک” از وصلت پسرک ترک با گرگ پا به عرصه وجود می‌نهد و در نسل‌های بعدی آنها عاقبت امپراطوری عظیم “گؤک ترک” یا “ترکان آسمانی” (ترکهای آبی) را از دریای چین تا دریای سیاه بنا می‌نهند . برای مستند کردن افسانه، ‌نظریات “تونگ تین” دائره‌المعارف و سالنامه ‌نویس مشهور چین را که در سال 801 یعنی حدود یک قرن پیش از اسلام می‌زیست در اینجا می‌آورم. “تونگ تین” در بین دائره‌المعارف 199 جلدی خود، جلد 197 را به تاریخ و منشاء اقوام ترک اختصاص داده و بطور مفصل از آداب و رسوم ترکان آسمانی بحث می‌کند. اینجانب به خوانندگان محترم برای اولین بار در تاریخ ادبیات، متن ترجمه شده چینی به استانبولی را به فارسی ترجمه کرده و در اختیار محققین قرار می‌دهم.بر طبق نوشته تونگ تین سرزمین آنان (قبایل ترکان آسمانی)توسط همسایه بالای ( hsi –hai)دریاچه ایستی گؤل در آسیای میانه نابود شد. زن و مرد و کوچک و بزرگ همگی قتل عام شدند و تنها فرزند ده ساله از آنان باقی ماند. بخاطر خردسالی نخواستند او را بکشند ولی دست و پاهایش را قطع کرده و به مرداب بزرگی انداختند. ماده گرگی در آنجا به پسرک گوشت می‌آورد و مانع مرگ او می‌شد. بعد از مدتی پسرک با گرگ وصلت کرده و گرگ حامله می‌گردد. گرگ تا دریای مغرب می‌رود. در آنجا کوهی بود. بر فراز کوه می‌ایستد. این کوه در شمال غربی سرزمین کائو چونیک (تورفان کوچو در ترکستان فعلی چین) بود. در آنجا غاری بود. در آنطرف غار (در بین کوههای محصور)سرزمین سرسبز وجود داشت، مساحت این سرزمین بیش از 200 لی حدود 200 میل بود. گرگ در اینجا ده فرزند پسر زائید، آنها بعد از بزرگ شدن در خارج منطقه سکونت خود ازدواج کرده و زنانشان حامله می‌شدند. این فرزندان قبایلی را بوجود آوردند که بزودی ازدیاد نسل کرده زیاد شدند. بعد از اینکه چند صد عائله شدند در حالیکه چند نسلی از آنها گذشته بود از درون غار بیرون آمدند و به ژوان- ژوان ها پیوستند.در منابع دیگر از “غار” به منطقه محصور در بین کوههای سربه فلک کشیده با نام “ارکنکون” نام برده می‌شود که ترکان بعد از چندین نسل ازدیاد چون نمی‌توانستند از منطقه محصور سر به فلک کشیده خارج شوند به راهنمایی آهنگری که گفته بود این کوهها دارای سنگ آهن است از مقادیر متنابهی پوست حیوانات دم و کوره آهنگری ساخته و با زدن تونلی از میان کوهها خارج گردیده و آنروز چون مصادف با اول ماه حمل (فروردین) بود آنرا “عید ارکنکون” یا نوروز نامیدند که برای اولین بار دوباره ترکان به صحنه جهانی پای نهاده و به راهنمایی “بوز قورد” این بار از بین کوههای سر به فلک کشیده‌ی خارج از ارکنکون که گم شده و می‌رفتند که دوباره نابود شوند با صدای زوزه گرگ به سوی او جلب شده و با راهنمایی گرگ از مهلکه دوباره نجات می‌یابند. بعدها این “بوزقورد” در شکل “گؤک بؤری” (گرگ آسمانی) نیز در زمانی که اوغوزخان می‌خواست به فتح جهان اقدام کند با ستون نور آبی رنگ بر چادر او وارد شده می‌گوید اگر می‌خواهی در جنگ پیروز شوی هر وقت من پیش رفتم پیشروی کن و هرجا من ایستادم بایست. از آنروز “بوزقورد” پیشاهنگ جنگ ترکان می‌شود و با حمله او به دشمنان فتح و ظفر نصیب ترکان می‌شود.آنچه از افسانه‌های فوق‌الذکر استنباط می‌شود این است که در طی قرون و اعصار گذشته “بوزقورد” (گرگ خاکستری) بعنوان سمبل الهی نگه‌دار ترکان و راهنمای آنان تلقی گردیده و در مواردی که می‌خواستند از یک ترک اصیل و با غیرت و خالص تمثیلی ارایه نمایند او را به بوزقورد تشبیه می‌کردند. در نظرترکان بوزقورد فرشته‌ای از فرشتگان الهی بود که جهت پایندگی نسل ترکان بشکل بوزقورد بر ترکان ظاهر شده بود. به نظر می‌رسد بعدها بوزقورد یک درجه ارتشی گردیده و به کسانیکه در راه بنای ملت ترک فداکاریهای شایان می‌کردند عطا می‌شد.البته غیر از درجه بوزقورد یا مخفف آن “قورد” یک درجه بزرگتری نیز در میان درجات نظامی و اداری ترکان باستان دیده می‌شود که از همین واژه قورد گرفته شده و آن “آلپاگوت” است. این واژه بشکل های مختلف از قبیل آلپاغوت و آلپاقوت نیز بکار رفته و در ترکی جغتایی معنی ” انسان اصیل ” را می‌دهد.احتمال دارد این واژه مرکب از دو جزء “آلپ” به معنی بزرگ و سترگ و قهرمان و پهلوان و ” قورد ” به معنی گرگ باشد. این لقب تنها مختص کسانی بود که دوره‌های مختلف به اصطلاح کماندویی و رنجری وچریکی و دگریلا یی امروزه را با موفقیت گذرانیده و در شکل‌ عملی به رزمندگانی اطلاق می‌گردید که به تنهایی به لشکریان دشمن حمله کرده، بدون اینکه دستگیر شوند از میان آنان خارج می‌شدند.واژه قورد بعنوان صفت جانشین موصوف از زبان ترکی وارد زبان فارسی گردیده و در ادبیات فارسی بصورت” گرد” و جمع آن “گردان” بکار رفته است. فردوسی در شاهنامه می‌گوید:گردان دو صد با درفشی چو باد همیدون به گرگین میلاد داد در ادبیات فارسی به کسانیکه می‌توانستند در جنگ گردی(قوردی) را دستگیر نمایند لقب (گردگیر” (قوردگیر” می‌دادند. فردوسی در مورد پهلوانان گردگیر در بعضی از اشعارش سروده:چنین گفت کاین مرد جنگی به تیر سوار کمند افکن و گردگیر *** دلیر است و اسب افکن و گردگیر عقاب اندر آرد ز گردون به تیر *** دریغ آن هژبر افکن گردگیر دلیر و جوان و سوار و هژیر امروزه نیز در واحدهای ارتش جمهوری اسلامی ایران به جمع چهار یا پنج گروهان، یک “گردان”اطلاق می‌شود که از حدود 500 -400 نفر سرباز تشکیل می‌شود و نیز به درجه‌ای از درجات نظامی امروزی ایران “سرگرد” اطلاق می‌شود که بالاتر از درجه سروانی و پائین‌ از درجه سرهنگی است و در حقیقت همان “باشقرد” (باش قورد = قورد باشی) زبان ترکی است. به هر حال دامنه افسانه‌ی بوزقورد به درجات نظامی امروزی جمهوری اسلامی نیز کشیده شده و نشان از ریشه‌دار بودن این افسانه دارد.

افسانه “بوزقورد”یا “گرگ خاکستری” از افسانه‌های کهن ترکان است و ریشه هزار و پانصد ساله دارد این افسانه در حدود یکصدو نود و یک سال بعنوان ایدئولوژی رسمی امپراطوری “گؤک ترک” یا “ترکان آسمانی” بود و از دریای چین تا دریای سیاه بشکل‌های گوناگون سینه به سینه نقل می‌شد و توسط پیکرتراشان بصورت تندیس‌های مختلف‌ تراشیده و در شهرهای مختلف نصب می‌گردید. بر اساس این افسانه روزی دشمنان به سرزمین ترکان حمله کرده و ترکان در مقام دفاع تا آخرین نفر شجاعانه جنگیده و کشته می‌شوند. آخرین بازمانده زخمی این جنگ مهیب پسرکی بود که توسط گرگی از مهلکه نجات داده می‌شود. طبق افسانه بر روی زمین غیر از آن پسرک ترکی نمانده بود. پس از چندی “نسل جدید ترک” از وصلت پسرک ترک با گرگ پا به عرصه وجود می‌نهد و در نسل‌های بعدی آنها عاقبت امپراطوری عظیم “گؤک ترک” یا “ترکان آسمانی” (ترکهای آبی) را از دریای چین تا دریای سیاه بنا می‌نهند . برای مستند کردن افسانه، ‌نظریات “تونگ تین” دائره‌المعارف و سالنامه ‌نویس مشهور چین را که در سال 801 یعنی حدود یک قرن پیش از اسلام می‌زیست در اینجا می‌آورم. “تونگ تین” در بین دائره‌المعارف 199 جلدی خود، جلد 197 را به تاریخ و منشاء اقوام ترک اختصاص داده و بطور مفصل از آداب و رسوم ترکان آسمانی بحث می‌کند. اینجانب به خوانندگان محترم برای اولین بار در تاریخ ادبیات، متن ترجمه شده چینی به استانبولی را به فارسی ترجمه کرده و در اختیار محققین قرار می‌دهم.بر طبق نوشته تونگ تین سرزمین آنان (قبایل ترکان آسمانی)توسط همسایه بالای ( hsi –hai)دریاچه ایستی گؤل در آسیای میانه نابود شد. زن و مرد و کوچک و بزرگ همگی قتل عام شدند و تنها فرزند ده ساله از آنان باقی ماند. بخاطر خردسالی نخواستند او را بکشند ولی دست و پاهایش را قطع کرده و به مرداب بزرگی انداختند. ماده گرگی در آنجا به پسرک گوشت می‌آورد و مانع مرگ او می‌شد. بعد از مدتی پسرک با گرگ وصلت کرده و گرگ حامله می‌گردد. گرگ تا دریای مغرب می‌رود. در آنجا کوهی بود. بر فراز کوه می‌ایستد. این کوه در شمال غربی سرزمین کائو چونیک (تورفان کوچو در ترکستان فعلی چین) بود. در آنجا غاری بود. در آنطرف غار (در بین کوههای محصور)سرزمین سرسبز وجود داشت، مساحت این سرزمین بیش از 200 لی حدود 200 میل بود. گرگ در اینجا ده فرزند پسر زائید، آنها بعد از بزرگ شدن در خارج منطقه سکونت خود ازدواج کرده و زنانشان حامله می‌شدند. این فرزندان قبایلی را بوجود آوردند که بزودی ازدیاد نسل کرده زیاد شدند. بعد از اینکه چند صد عائله شدند در حالیکه چند نسلی از آنها گذشته بود از درون غار بیرون آمدند و به ژوان- ژوان ها پیوستند.در منابع دیگر از “غار” به منطقه محصور در بین کوههای سربه فلک کشیده با نام “ارکنکون” نام برده می‌شود که ترکان بعد از چندین نسل ازدیاد چون نمی‌توانستند از منطقه محصور سر به فلک کشیده خارج شوند به راهنمایی آهنگری که گفته بود این کوهها دارای سنگ آهن است از مقادیر متنابهی پوست حیوانات دم و کوره آهنگری ساخته و با زدن تونلی از میان کوهها خارج گردیده و آنروز چون مصادف با اول ماه حمل (فروردین) بود آنرا “عید ارکنکون” یا نوروز نامیدند که برای اولین بار دوباره ترکان به صحنه جهانی پای نهاده و به راهنمایی “بوز قورد” این بار از بین کوههای سر به فلک کشیده‌ی خارج از ارکنکون که گم شده و می‌رفتند که دوباره نابود شوند با صدای زوزه گرگ به سوی او جلب شده و با راهنمایی گرگ از مهلکه دوباره نجات می‌یابند. بعدها این “بوزقورد” در شکل “گؤک بؤری” (گرگ آسمانی) نیز در زمانی که اوغوزخان می‌خواست به فتح جهان اقدام کند با ستون نور آبی رنگ بر چادر او وارد شده می‌گوید اگر می‌خواهی در جنگ پیروز شوی هر وقت من پیش رفتم پیشروی کن و هرجا من ایستادم بایست. از آنروز “بوزقورد” پیشاهنگ جنگ ترکان می‌شود و با حمله او به دشمنان فتح و ظفر نصیب ترکان می‌شود.آنچه از افسانه‌های فوق‌الذکر استنباط می‌شود این است که در طی قرون و اعصار گذشته “بوزقورد” (گرگ خاکستری) بعنوان سمبل الهی نگه‌دار ترکان و راهنمای آنان تلقی گردیده و در مواردی که می‌خواستند از یک ترک اصیل و با غیرت و خالص تمثیلی ارایه نمایند او را به بوزقورد تشبیه می‌کردند. در نظرترکان بوزقورد فرشته‌ای از فرشتگان الهی بود که جهت پایندگی نسل ترکان بشکل بوزقورد بر ترکان ظاهر شده بود. به نظر می‌رسد بعدها بوزقورد یک درجه ارتشی گردیده و به کسانیکه در راه بنای ملت ترک فداکاریهای شایان می‌کردند عطا می‌شد.البته غیر از درجه بوزقورد یا مخفف آن “قورد” یک درجه بزرگتری نیز در میان درجات نظامی و اداری ترکان باستان دیده می‌شود که از همین واژه قورد گرفته شده و آن “آلپاگوت” است. این واژه بشکل های مختلف از قبیل آلپاغوت و آلپاقوت نیز بکار رفته و در ترکی جغتایی معنی ” انسان اصیل ” را می‌دهد.احتمال دارد این واژه مرکب از دو جزء “آلپ” به معنی بزرگ و سترگ و قهرمان و پهلوان و ” قورد ” به معنی گرگ باشد. این لقب تنها مختص کسانی بود که دوره‌های مختلف به اصطلاح کماندویی و رنجری وچریکی و دگریلا یی امروزه را با موفقیت گذرانیده و در شکل‌ عملی به رزمندگانی اطلاق می‌گردید که به تنهایی به لشکریان دشمن حمله کرده، بدون اینکه دستگیر شوند از میان آنان خارج می‌شدند.واژه قورد بعنوان صفت جانشین موصوف از زبان ترکی وارد زبان فارسی گردیده و در ادبیات فارسی بصورت” گرد” و جمع آن “گردان” بکار رفته است. فردوسی در شاهنامه می‌گوید:گردان دو صد با درفشی چو باد همیدون به گرگین میلاد داد در ادبیات فارسی به کسانیکه می‌توانستند در جنگ گردی(قوردی) را دستگیر نمایند لقب (گردگیر” (قوردگیر” می‌دادند. فردوسی در مورد پهلوانان گردگیر در بعضی از اشعارش سروده:چنین گفت کاین مرد جنگی به تیر سوار کمند افکن و گردگیر *** دلیر است و اسب افکن و گردگیر عقاب اندر آرد ز گردون به تیر *** دریغ آن هژبر افکن گردگیر دلیر و جوان و سوار و هژیر امروزه نیز در واحدهای ارتش جمهوری اسلامی ایران به جمع چهار یا پنج گروهان، یک “گردان”اطلاق می‌شود که از حدود 500 -400 نفر سرباز تشکیل می‌شود و نیز به درجه‌ای از درجات نظامی امروزی ایران “سرگرد” اطلاق می‌شود که بالاتر از درجه سروانی و پائین‌ از درجه سرهنگی است و در حقیقت همان “باشقرد” (باش قورد = قورد باشی) زبان ترکی است. به هر حال دامنه افسانه‌ی بوزقورد به درجات نظامی امروزی جمهوری اسلامی نیز کشیده شده و نشان از ریشه‌دار بودن این افسانه دارد.

Posted in Uncategorized | Leave a comment

دکتر محمودعلی چهرگانی

محمودعلی چهرگانی- چهرقانلی- در سال 1958 میلادی در شهرستان شبستر روستای چهرگان- چهره قان- آذربایجان جنوبی متولد گردید. پدر بزرگش ستارخان چهرقانلی از شخصیت های بنام دور خویش بود. وی فردی روشنفکر بود و در سه انقلاب کبیر آذربایجان- جنبش مشروطه، جنبش آزادستان و جنبش حکومت ملی بصورت فعال شرکت نموده بود و از رهبران سرشناس این جنبش ها بشمار می آمد. پدرش باباخان معلم بود و راوی احوالات پدرش بر فرزندان خویش. او به خاطر تدریس به زبان تورکی در مدارس مدام توسط ساواک دستگیر و تحت فشار و شکنجه قرار میگرفت. محمود در چنین خانواده ای تربیت شد. محمود چهرقانلی تحصیلات ابتدائی و راهنمائی اش را در قصبه چهرقان و شهرستان شبستر سپری کرد سپس وارد دانشسرای تبریز گردید. از سال 1970 به عنوان سرباز معلم و پس از آن نیز بصورت معلم در روستاهای آذربایجان مشغول به تدریس شد. باشرکت در کنکور سراسری وارد دانشگاه تبریز گردید و دوره کارشناسی رشته زبان و ادبیات فارسی را بپایان رساند. تحصیلاتش را در دوره فوق لیسانس در رشته زبانشناسی عمومی در دانشگاه تهران مقطع دکترا و مدرسی دانشگاه در دانشگاه تربیت مدرس تهران بپایان برد. عضو هیات علمی دانشگاه های تهران و تبریز بود. رساله وی –مقایسه مورفیم و فنونیم لغات ترکی و فارسی- در آکادمی علوم ملی جمهوری آذربایجان تحت مذاکره قرار گرفت و چهرگانی به درجه پروفسوری علمی فیلولوژی- زبانشناسی- ارتقا یافت. از سال 1989- 1990 وارد فعالیت های ملی- فرهنگی گردید. اولین کلاس های زبان و ادبیات ترکی را وی در سالهای 90 با زحمات بسیار و تحت فشارهای شدید در دانشگاه های تهران و تبریز گشود ولی این رشته هاپس از اندکی به دستور رژیم بسته شد. در سال 1995 در انتخابات مجلس شورا شرکت نمود و حین تبلیغات انتخاباتی اش برای اولین بار بصورت علنی و عمومی به بیان حقایق آذربایجان و ملل محروم ایران پرداخت. وی برای اولین بار بصورت گسترده مشکل ملت ها را مطرح نمود و خواستار اجرای ماده های معوقه قانون اساسی گردید.. ماده هایی چون اصل پانزده و نوزده که در این اصول بر برابری ملت ها و خلق های ایران اندکی اشاره گردیده است. وی می گفت : من با چکمه های ستارخان به مجلس خواهم رفت. به محض اینکه دکتر چهرگانی شروع به فعالیت های ملی – سیاسی نمود رژیم شئونیست تهران بصورت های مختلف بر علیه وی شرو ع به شایعه پراکنی و تبلیغات منفی نمود. بدون توجه به شایعه پراکنی رژیم مردم آگاه و غیور آذربایجان حمایت بسیار گسترده ای از وی به عمل آوردند. شعار مشهور اوایل انقلاب “آذربایجان اویاقدیر انقلابا دایاقدیر!”: “آذربایجان بیدار است پشتوانه انقلاب است ” پس از آن تماما تغیر یافت به شعار ملی “آذربایجان اویاقدیر چهرقانی یه دایاقدیر!”: “آذربایجان بیدار است پشتوانه چهرگانی است” تبدیل شد. این فریاد مردم هر روز در تبریز رژیم را میلرزاند. وی با بیش از 600 هزار رای، برنده انتخابات از حوزه تبریزگردید ولی رژیم توسط رادیو تلویزیون و مطبوعات به تبلیغ اخبار دروغ درباره انصراف وی نمود. وی در روز انتخابات به دستور آیت الله خامنه ای و پس از سخنرانی سردمدار رژیم در خطبه های نماز جمعه درباره اش دستگیر و راهی زندانهای مخوف وزارت اطلاعات و امنیت جمهوری اسلامی گردید. نماینده سه قوه قضائیه، مقننه و مجریه و نماینده بلاواسطه خامنه ای قبل از آن پست معاونت وزیر و وزیر را به وی پیشنهاد نموده بودند. ولی پیشنهاد رژیم توسط چهرقانی رد گردید و پیشنهادشان بر سر نماینده خصوصی سه قوه رژیم کوبیده شد. این بار جلادان رژیم متوسل به شکنجه گردیدند ولی چهرگانی حاضر به سخنرانی در تلویزیون نشد و از خواسته هایش دست نکشید . چهرگانی در زیر شکنجه ماموران رژیم دچار سکته مغزی گردید ولی باز هم تسلیم نشد. ” …من خالقیمین گؤزونون ایچینه باخیب ، آند ایچمیشم ، اونلارلا ایلقار باغلامیشام اونلارین حاقلارینی آلاجاغیما و قورویاجاغیما سؤز وئرمیشم، من یالنیز مللتیمین ائلچی سی- وکیلی- اولماق ایسته ییرم ، ئوله رم خالقیما دؤنوک چیخمارام…” : ” …من چشم در چشم ملتم ایستادم و سوگند یاد نمودم، با آنها پیمان بستم به آنها قول دادم که از حقوقشان دفاع کنم من می خواهم فقط نماینده ملتم باشم، من هرگز به خلقم خیانت نمی کنم…” تظاهرات های صد هزار نفری در تبریز وشهرهای آذربایجان در دفاع از وی ،اعتراضات مجامع بین المللی ، اعتراضات آذربایجانیها در خارج از کشور، اعتراض کمیسیون حقوق بشر سازمان ملل متحد و سازمان عفو بین الملل سبب گردید که رژیم بناچار وی را که در وضعیت بسیار وخیمی روانه زندان خانگی کند . حتی از مراجعت پزشکان به خانه وی نیز جلوگیری میشد. چهرگانی پس از آن بارها زندانی گردید. تحت عناوین مختلف و اتهامات ساختگی بسیاری به بیدادگاه های فرمایشی رژیم کشانده شد. در زیر شکنجه برای دومین بار دچار سکته مغزی شد. در زندان تبریز 35 روز اعتصاب غذا نمود و وقتی آزاد گردید کی، خونریزی شدیدی در معده اش شروع شده بود و در حال مرگ بود. خانواده و فرزندانش نیز بشدت تحت تعقیب و فشار رژیم بودند. ولی وی تا آخر گفت: ” ئولمک وار دؤنمک یوخ”: ” میمیرم ولی از راهم بر نمی گردم” . پس از مراجعه دبیر کل سازمان ملل ، کمیسیون حقوق بشر و سرپرست سازمان عفو بین الملل و دیگر سازمانهای بین المللی و اعتراضات مردمی در داخل و خارج رژیم شئونیست ایران مجبور شد برای معالجه جسمی اش به وی اجازه خروج از کشور دهد. وی از اوایل سال 2002 در سفر است. سفر تاریخی وی به خارج از کشور همچون مبارزه اش در داخل تبدیل به یک حرکت بسیار قدرتمندی گردید. مسئله آذربایجان جنوبی توسط وی بصورت یک مسئله حساس بین المللی مطرح گردید. وی با نمایندگان پارلمان اروپا، نمایندگان پارلمان کشورهای اروپایی از جمله آلمان، سوئد، دانمارک، فرانسه، و نمایندگان دولت های فوق، وزرای خارجه و معاونین وزرای خارجه کشورهای اروپائی، دبیر کل شورای اروپا جناب والتر شوویمر، نمایندگان اتحادیه اروپا، نمایندگان کشورهای آذربایجان و تورکیه، رهبران احزاب حاکم و مخالف این کشورها، نمایندگان رسمی ایالات متحده آمریکا، با بیش از0 5 نفر از اعضای کنگره و سنای آمریکا، با معاونین و مشاورین رئیس جمهوری آمریکا در کاخ سفید، وزارت امور خارجه، وزارت دفاع آمریکا، سازمان ملل متحد، روسای سازمان حقوق بشر و عفو بین الملل دیدارهای مثمر ثمری انجام داد و مسئله ملت های تحت ستم رژیم ایران را به یک مسئله روز، مهم و حساس مبدل نمود. مسئله ای که حتی تشکیلات ها و احزاب بظاهر دموکراسی و آزادی خواه ! خارج نشین نیز تلاش بسیاری برای سرپوش گذاشتن به این مسئله صرف نموده بودند و مینمایند. پروفسور دکتر محمودعلی چهرگانی رهبر حرکت ملی آذربایجان جنوبی و جنبش بیداری ملی آذربایجان جنوبی میباشد
Posted in Uncategorized | Leave a comment

guney azerbaycan sesi

South Azerbaijan TURKS by GAMOH TURKEY.

Posted in Uncategorized | Leave a comment